چتر نجات (داستان واقعی) (پارهی نخست)
چارلی پلامب با درجهی سروانی نیروی دریایی ایالات متحده بازنشسته شد. او که فارغالتحصیل
دانشگاه آناپولیس بود، در نیمهی دههی ۱۹۶۰ در ویتنام خدمت میکرد و ۷۵ مأموریت
پروازی از ناو هواپیمابر کیتی هاوک انجام داد. ناو هواپیمابر مکانی است که میتوانید
بهآسانی مشاهده کنید که چگونه کلیهی اجزای اطلاعاتی نظامی به یکدیگر ملحق میشوند
تا از یکدیگر حمایت کنند. ناو هواپیمابر با پرسنلی در حدود ۵۵۰۰ نفر بهعنوان یک
شهر شناور توصیف میشود؛ جمعیتی که بیش از جمعیت شهرهایی است که پرسنل ناو
هواپیمابر در آنها بزرگ شدهاند. یک ناو هواپیمابر بایست خودکفا باشد و هریک از
هفده ادارهی آن باید بهعنوان یک تیم عمل کرده تا مأموریت مربوطهي ناو هواپیمابر
با موفقیت بهانجام برسد. هر خلبانی از تلاش تیمی مورد نیاز برای بهپروازدرآمدن یک
جت جنگی خبر دارد. صدها نفر با تخصصهای زیاد و گوناگون فنی مورد نیاز است تا یک
هواپیما را راهاندازی، هدایت، حمایت، فرود و نگهداری کنند. درصورتیکه آن هواپیما
برای مأموریت جنگی مسلح شود، به افراد بیشتری نیاز است. چارلی پلامب بدون شک میدانست
که افراد بسیاری بهطور خستگیناپذیر کار میکنند تا او به پرواز ادامه دهد. اما
علیرغم تلاشهای زبردستترین گروه پشتیبانی هوایی و تعلیمدیده در جهان، هواپیمای
فانتوم اف ۴ پلامب در هفتاد و پنجمین مأموریت جنگی وی در ۱۹ ماه می سال ۱۹۶۱ در
ویتنام شمالی مورد اصابت قرار گرفت و سقوط کرد و پلامب در آنجا دستگیر و زندانی
جنگی شد.
پلامب تقریباً بهمدت ۶ سال طاقتفرسا در زندان بود. بخشی از این مدت را در زندان بدنام ویتنام شمالی که به مسخره به آن هانوی هیلتون میگفتند بهسر میبرد. در طی آن سالها، او و همقطارانش تحقیر شدند، گرسنگی کشیدند، شکنجه شدند و تحت فشار قرار داشتند تا در آن شرایط نکبتبار زندگی کنند. بااینوجود او اجازه نداد این شرایط او را درهم بشکند. او اکنون میگوید: «وحدت ما که ناشی از ایمانمان به خدا و عشق به میهن بود قدرت عظیمی بود که به ما توان مقاومت در این دوران بسیار سخت را داد.»
پلامب در ۱۸ ماه فوریهی ۱۹۷۳ از زندان آزاد شد و به شغل خود در نیروی دریایی ادامه داد. اما پس از بازگشت او به ایالات متحده واقعهای رخ داد که بهطور قطع، بهاندازهی زندانیشدنش در زندگی او اثر گذاشت. روزی او و همسرش، کتی، در رستورانی مشغول غذاخوردن بودند که...
ادامه دارد ...
پلامب تقریباً بهمدت ۶ سال طاقتفرسا در زندان بود. بخشی از این مدت را در زندان بدنام ویتنام شمالی که به مسخره به آن هانوی هیلتون میگفتند بهسر میبرد. در طی آن سالها، او و همقطارانش تحقیر شدند، گرسنگی کشیدند، شکنجه شدند و تحت فشار قرار داشتند تا در آن شرایط نکبتبار زندگی کنند. بااینوجود او اجازه نداد این شرایط او را درهم بشکند. او اکنون میگوید: «وحدت ما که ناشی از ایمانمان به خدا و عشق به میهن بود قدرت عظیمی بود که به ما توان مقاومت در این دوران بسیار سخت را داد.»
پلامب در ۱۸ ماه فوریهی ۱۹۷۳ از زندان آزاد شد و به شغل خود در نیروی دریایی ادامه داد. اما پس از بازگشت او به ایالات متحده واقعهای رخ داد که بهطور قطع، بهاندازهی زندانیشدنش در زندگی او اثر گذاشت. روزی او و همسرش، کتی، در رستورانی مشغول غذاخوردن بودند که...
ادامه دارد ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:11 توسط بهنام
|