+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 12:4 توسط مهدی
|
محبت را آن زمان آموختم که پسر بچه ای آفتاب را سیاه در دفترش میکشید تا پدر کارگرش زیر تابش آفتاب نسوزد
آموخته ام که خداعشق است
وعشق تنهاخداست
آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم
خداباتمام عظمتش
عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوارشوم
آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم
خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته
آموخته ام که زندگی دشواراست
ولی من ازاوسخت ترم... ----------------------------------------- خدا با ماست........... _______________ من ایستاده ام و برای ایستادنم هزار بار افتاده ام
........................... قانعم بیادت، پس یادت را ازمن نگیر که یادت مهربانترین تصویر دنیاست
وفا کنیم وملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن